۱۰:۳۵۲۵
فروردين
سختست ببینی
او که عزت خیبر نشینان
موم بود در دستش
حالا چون پسر بچه ای
گوشه ای نشیند و سر در گریبان
گونه اش را غرق اشک کند
” پس نگو چرا مادر ...”
سختست ببینی
او که عزت خیبر نشینان
موم بود در دستش
حالا چون پسر بچه ای
گوشه ای نشیند و سر در گریبان
گونه اش را غرق اشک کند
” پس نگو چرا مادر ...”