نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رقیه خاتون» ثبت شده است

۱۳:۳۰۰۸
آذر

آمدی به کربلا

زینبت را آوردی

رقیه ات را هم

حتی اصغرت هم بود

کاش لااقل انگشترت را

در سجده به فقیری می دادی!

نوک سیاه
۱۳:۰۴۰۲
آذر

اگر حالا بهانه پدر می گرفت . . .

اگر حالا بی قرار بود . . .

برا آن بود که وفت شهادت پدر . . .

در خیمه ها خواب بود!

وگر نه چه از عبدا... کم داشت؟

او رقیه بود . . .

نوک سیاه
۱۶:۱۲۲۸
آبان

رقیه که به بابا رسید

آنکه درد کشیده زینب بود

که حالا همچون حیدر

باید امانتش را . . .

هم او که فاطمه ای سه ساله بود . . .

در تاریکی شب . . .

غسل می داد و کفن می کرد!

و با دستان خود به آغوش خاک می سپرد. . .

نوک سیاه