نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جوجه یه روزه» ثبت شده است

۲۳:۵۰۱۵
مهر

دلم حرف می خواهد . . .

هم زبانم می شوی . . . 

یا نه باز باید سر این بی زبان ها را درد آورم . . .

کنار قفسشان بشینم . . .

و در حالی که انگار با تعجب مرا می نگرند . . .

از تو برایشان بگویم!

نوک سیاه
۲۳:۴۸۱۵
مهر

هرکس می بیندم . . .


تمسخرم می کند که " کله اش باد دارد "


اما اینها چه میدانند؟


هوای با تو بودن در سر دارم . . .

اصلا اینها همه را حوا می بینند!

هوا نمی دانند چیست.

نوک سیاه
۲۲:۰۶۱۳
خرداد
چشم عادت کرده به بی محلی . . .


عکس گوش !


و البته زبان . . .


و اگر نه این همه خط موازی . . .


که راهی چهارراه ها شده اند . . .


تا شاید در شلوغی خطوط . . .


یکدیگر را به آغوش بکشند . . .


حال ما!


با آنکه دو جریانیم . . .


متناوب!


با آن همه نقطه عطف . . .


نقطه تلاقی . . .


اما حرف آغوش که می شود . . .


خط فکریمان . . .


می شود " صراط مستقیم "!

نوک سیاه
۱۲:۰۱۰۳
خرداد
حالا سوم خرداد است . . .


جای جای میهنم . . .


خرمشهر است !


و جای محمد خالی !


آه ای محمد آزاد . . .


ای جهان آرا . . .


حالا همه به یاد نبودنت هستند !


با از یاد بردن اهدافت . . .


با گوش هایی سنگین برای شنیدنت . . .


باز سوم خرداد است . . .


جای جای میهن را . . .


چه خوب که نیست . . .


تا ببیند محمد!

نوک سیاه
۱۴:۱۰۳۱
ارديبهشت
تا حالا کسی با رسیدنش . . . 
 
 
از وسط نصفت کرده ؟!
 
 
این دقیقا کار توست با من . . .
 
 
حالا دیگرنیمه دوم که ندارم که هیچ . . .
 
 
آن نیمم هم شده . . .
 
 
یک چهارم !
نوک سیاه
۱۹:۴۲۲۷
ارديبهشت
پر پر هم صحبت می زنم . . .


نه فقط گوشی که بشنود . .. 


کسی که بفهمد درد را !


هوای بهزیستی به سرم زده . . .



هوای آدم های ساده ی بی ریا . . .


آنها که خوب می فهمند!


آنقدر که در دیار ما غریب می مانند . . .


که همه سرهایشان پاک است. . .


خالی از این همه غش روزگار . . .


دلم زیستی می خواهد . . . به!


جایش مهم نیست . . . که هیچ!


سمت و لقبم هم مهم نیست !


دیوانه ، روانی و یا شاید درونگرا !

نوک سیاه
۲۰:۰۸۲۰
ارديبهشت

جلو تر بیا . . .

با تو هستم ، خود تو!

تو که خودت را پشت بوته های گندم مخفی می کنی . . .

تو که رنگ شکوفه ها شدی . . .

لا به لای شاخه های دلم!

حرف بدی نیست که می زنیم !

حرف آغوش است و گرمای آن . . .

می ترسی؟

نترس!

که این آغوش اگر گرم است، آتشی در اوست . . .

آتشی که سرچشمه اش در نگاه توست . . .

جلوتر بیا نترس!

با تو هستم ، آری!

نوک سیاه
۱۴:۲۶۱۹
ارديبهشت
آمدم . . .

حالا که آن دکمه قرمز . . .

شده تنها پاسخی که برایم داری . . .

می خواهم شکایت کنم!

نزد انجمن های دفاع از حقوق بشر. . .

از تو . . . نه!

از سازندگان تلفن ها . . .

که برای رد کردن . . .


از رنگ عشق استفاده می کنند . . .


رنگ خون!

نوک سیاه
۱۸:۳۵۱۸
ارديبهشت
دهانم هنوز طعم دارد. . .

طعم شیرینی که از زخمی منتهی شده!

یادت هست؟!

رفته بودی تا گلی برایم بیاوری . . .

بو کنم، حالم عوض شود!

که گل طاقت دوریت را تاب نداشت!

و قلابی انداخته برای ماندنت . . .

اما تو آمدی با دستی مجروح!

هنوز مزه اش در دهانم هست . . .

انگشتی که به گل ها اشاره داشت.
نوک سیاه
۲۱:۴۵۱۷
ارديبهشت

کسی تلنگری زد . . .
که کوس جنگ بود . . .
تیر خلاص ، منور اول!

آن پوکه های خالی زنگ زده را دیده ای . . .

روزی شلیک شده اند به سمت دلی!

و حالا آویزند به بند دلی!

تو چه می دانی که از خودیست یا دشمن . . .

هرچه هستند بوی دوست می دهند . . .

گرد ره منتقمان مادر را یدک می کشند . . .

 

این پوکه های خالی!

نوک سیاه