تنهایم . . .
اما در سکوت نه!
هر دم کنار گوشم
جوجه شعری
سر از تخم در می آورد.
صدای شکستن
و بعد جیک جیک فکرم!
و ادامه دارد با طرحی، نگاهی، عکسی ...
تا آنجا که همه بدانند
اگر هستم، او هست ...
که اگر نباشد هرگز برای نبودنم چه اندک است
"من" همان "او"یم که گرفتار عقلم ...
منتظر عشق ...
تا همان "او" شوم
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.