نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «میرباقری» ثبت شده است

۱۹:۱۳۲۵
دی
یادت هست وقتی بی دل ...
خسته از راه های رفته
نگاه در نگاهت دوختم
تمام قصه ام را خواندی ...
و جای خالی سینه ام را پر کردی ...
با دستمال گل دار دست دوزی که بوی دُر داشت
بوی سرد شب تنها ...

نوک سیاه
۱۹:۴۰۲۳
دی
می فرستی؟
پیراهنی کهنه و نخ نما ...
از آنها که می رود به اضمحلال!
از آن خاک گرفته های کنج کمد ...
می فرستی برایم؟
چشمانم کم سو شده ...
محتاج بوی پیراهنت.
نوک سیاه
۲۰:۰۵۱۹
دی

دلم خوش بود در بندت اسیرم

و در دام نگاهت گیره گیرم

ندا آمد که فردا امتحان است

از آن دم از تمام علم سیرم

نوک سیاه
۱۲:۴۴۲۱
شهریور

امروز قصد کردم ...

تخته سیاهی بسازم ...

و بکوبم به جای آینه!

شاید چیز جدیدی در خودم دید ...

نوک سیاه
۱۰:۳۵۲۵
فروردين

سختست ببینی

او که عزت خیبر نشینان

موم بود در دستش

حالا چون پسر بچه ای

گوشه ای نشیند و سر در گریبان

گونه اش را غرق اشک کند

” پس نگو چرا مادر ...”

نوک سیاه
۱۷:۵۵۲۷
اسفند
تمام خانه را شوق فرا گرفته بود ...
حالا جبریل آمده بود کنار علی ، کنار فاطمه ...
برایشان کوثر زمزمه می کرد ...
چشم که باز کرد ...
دمی خیره شد به دستان پدر!
و پس از آن صورت مادر!
گریه اش تاب همه را برده بود ...
تا حسین را دید ...

"میلاد حضرت زینب (س) بر شما مبارک"
نوک سیاه
۱۹:۴۰۲۵
اسفند
عذر تقصیرهایمان نزد او
گاهی چقدر شبیه جمله ایست رایج
همان که می گوییم تا از راه مان کنار روند!

"ببخشید آقا ..."
نوک سیاه
۰۷:۰۶۱۵
اسفند
سلام می کنمت از دور ای بهار دلم

نگاه میکنمت از دور تا که حظ ببرم

اگر که دوری ما مصلحت بود تو بدان

که از هزار فرسخی هم دوستت دارم
نوک سیاه