۲۲:۲۳۱۸
مرداد
مثل اینکه قند در دلم آب می کنند . . .
یا شاید کناره پنجره ام هل می کوبند . . .
وقتی می بینم کسی . . .
تو را برای همیشه ترک می کند . . .
آن هم این روزها . . .
مثل اینکه قند در دلم آب می کنند . . .
یا شاید کناره پنجره ام هل می کوبند . . .
وقتی می بینم کسی . . .
تو را برای همیشه ترک می کند . . .
آن هم این روزها . . .
اینچنین آسان بود و می نمود...
که تنها نامش را می بردیم...
و از پسش شکری روانه می ساختیم!
ج . ن :
یکی می گفت حرف دلتو بخودم بزن!
گفتم :حرف دل؟
من ؟
ما حرف از گلومون پایین نمیره...
که به دلمون برسه!!!
گفت :والا چی بگم :|
از مهمانی می گذرد . . .
آنقدر انگار نه انگارم . . .
که حتی نمی توانم بگویم . . .
آیا میزبان از من می گذرد!
تنها دست به دامن امید . . .
گوشه ای زانو بغل گرفته ام . . .