نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۴ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

۲۰:۱۷۲۹
دی

در کنارت ...

غم به فراموشی می سپارم

بی درنگ چتر می بندم

زیر باران محبتت می دوم

خش خش برگ را در می آورم

به ناله ی باد می خندم

چشم بر شب سرد می بندم

به کلاغ سیاه برف سپید می زنم

که ناگاه از زبانت می شنوم

"مراقب خودت باش"

آه، باز جدایی ...

باز سکوت ...

نوک سیاه
۱۹:۱۳۲۵
دی
یادت هست وقتی بی دل ...
خسته از راه های رفته
نگاه در نگاهت دوختم
تمام قصه ام را خواندی ...
و جای خالی سینه ام را پر کردی ...
با دستمال گل دار دست دوزی که بوی دُر داشت
بوی سرد شب تنها ...

نوک سیاه
۱۹:۴۰۲۳
دی
می فرستی؟
پیراهنی کهنه و نخ نما ...
از آنها که می رود به اضمحلال!
از آن خاک گرفته های کنج کمد ...
می فرستی برایم؟
چشمانم کم سو شده ...
محتاج بوی پیراهنت.
نوک سیاه
۲۰:۰۵۱۹
دی

دلم خوش بود در بندت اسیرم

و در دام نگاهت گیره گیرم

ندا آمد که فردا امتحان است

از آن دم از تمام علم سیرم

نوک سیاه