نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

۱۰:۵۳۲۶
شهریور

روز سوم است ...


یک نگاه می کند!
سر می اندازد پایین
پاهایش را از شر کفش نجات می دهد
و باز یک نگاه می کند
سپس سر به زیر می اندازد
چشمانش غرق اشک می شود
اذن دخول را زمزمه می کند
هنوز چند قدم نیامد
گریه اش بالا می گیرد!
همانجا می نشیند
چند لحظه به گنبد خیره می ماند
سپس بر می خیزد!
خیس اشک است
و در حالی که با خود می گوید:
" هنوز هم از من دلخور است! "
به سمت درب باز می گرد!


عیدتان مبارک!

نوک سیاه
۱۲:۵۴۲۱
شهریور

این شده بود تمام لذتش ...


"بی چشم" داشت می نوشت!


و من بی دل نگاهش می کردم ...


اما همه به دست خطش ایراد می گرفتند!


به آن خطوط بریل!

نوک سیاه
۱۲:۴۴۲۱
شهریور

امروز قصد کردم ...

تخته سیاهی بسازم ...

و بکوبم به جای آینه!

شاید چیز جدیدی در خودم دید ...

نوک سیاه