نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۵۱ مطلب با موضوع «جوجه یه روزه» ثبت شده است

۱۷:۲۵۲۹
اسفند

دارد بهار می وزد ...

با عطر یاســــــــــــــــ!

دارد جنون می دود

در کوچه ناز ...

اما کمی بوی دود، بوی خاکــــ!

دارد دلم می لرزد

در سینه باز ...!

نوک سیاه
۲۰:۱۷۲۹
دی

در کنارت ...

غم به فراموشی می سپارم

بی درنگ چتر می بندم

زیر باران محبتت می دوم

خش خش برگ را در می آورم

به ناله ی باد می خندم

چشم بر شب سرد می بندم

به کلاغ سیاه برف سپید می زنم

که ناگاه از زبانت می شنوم

"مراقب خودت باش"

آه، باز جدایی ...

باز سکوت ...

نوک سیاه
۲۰:۰۵۱۹
دی

دلم خوش بود در بندت اسیرم

و در دام نگاهت گیره گیرم

ندا آمد که فردا امتحان است

از آن دم از تمام علم سیرم

نوک سیاه
۲۱:۵۵۱۶
مهر
دلتنگیم همچو کرم ابریشم...

برگ برگ، خاطراتم را می بلعد!

و من در انتظار سیر شدنش!

تا شاید پیله ای بتند...

و پروانه ی جمع بودن را حاصل شود
نوک سیاه
۱۲:۵۴۲۱
شهریور

این شده بود تمام لذتش ...


"بی چشم" داشت می نوشت!


و من بی دل نگاهش می کردم ...


اما همه به دست خطش ایراد می گرفتند!


به آن خطوط بریل!

نوک سیاه
۱۲:۴۴۲۱
شهریور

امروز قصد کردم ...

تخته سیاهی بسازم ...

و بکوبم به جای آینه!

شاید چیز جدیدی در خودم دید ...

نوک سیاه
۱۴:۳۳۱۱
مرداد
نوک سیاه
۱۶:۴۱۱۹
تیر

عمریست روزه ایم ...


از غم خوردن برای مولا ...


کاش حالا ...


لااقل به بهانه ی این ماه ...


بشکنیم این روزه را !

نوک سیاه
۱۰:۵۴۳۱
خرداد

این روز ها همه از رای من می پرسند ...

از خط فکری ام ...

بی آنکه بدانند ...

خط فکریم بند به بند پوتین تو ...

و رای من قطره ای از خون توست!

نوک سیاه
۱۱:۰۴۱۸
ارديبهشت
صدای عقرب گون عقربه های ساعت...

کم کم گوش پلک را کر می کند!

و چشمان گوشم را می گشاید!

حالا بیداری جای خوابی را گرفته که تو را در خود داشت...
نوک سیاه