نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۵۱ مطلب با موضوع «جوجه یه روزه» ثبت شده است

۱۹:۴۰۲۵
اسفند
عذر تقصیرهایمان نزد او
گاهی چقدر شبیه جمله ایست رایج
همان که می گوییم تا از راه مان کنار روند!

"ببخشید آقا ..."
نوک سیاه
۰۷:۰۶۱۵
اسفند
سلام می کنمت از دور ای بهار دلم

نگاه میکنمت از دور تا که حظ ببرم

اگر که دوری ما مصلحت بود تو بدان

که از هزار فرسخی هم دوستت دارم
نوک سیاه
۱۷:۵۶۲۷
بهمن

سلام ...

دیگر همه ی مان حفظیم!

" چه جمعه ها که یک به یک غروب شد ..."

حفظش که به جای خود

اصلا عادت کردیم به نیامدنش!

چرا؟ خدا داند ...!


الحق که ما بی تقصیریم!

نوک سیاه
۲۳:۵۸۲۴
بهمن

پشت شیشه ی دلمان را

به گمانی دور زر اندود کردیم!

تا خود در آن ببینیم

که نه! خود در آن زر گون ببینیم

حال آنکه زر و زنگار هر دو

کارشان با شیشه یکیست

می بندند راه دیدن آن سو را...

نوک سیاه
۰۹:۲۹۲۷
دی

صبحگاه 27 دی 1334 شمسی
صدای تیر باران بیداد می کند
و بیداد را نمایان
نواب می ماند و آنها می روند!
الحق او یک تنه "جمعیت فداییان اسلام" بود.

نوک سیاه
۱۴:۰۸۲۶
دی

بهار آمد ...

آنهم بهار اول ...

اینکه نامش عربیست که عیب نیست...

حُسن هم هست...

کافیست با "گناه" پاییزش نکنیم...


"ربیع الاول با تاخیر مبارک"

نوک سیاه
۲۲:۱۴۰۴
دی

کسی آن دور

از هر مجاور نزدیک تر

به هر ذره گچی کز دست می ریزد

به فکر و یاد من دلش را در می آویزد

و من نزدیک این بلوا

به دور از لحظه ای زحمت

به زحمت حال او را از میان سیم ها می پرسم

نوک سیاه
۱۱:۳۹۰۳
دی
هر روز برای گرم کردن سر
و صابون زدن به دل
می روم سوی فضایی بسته
سرد سرد سرد
و تنها صدای خوردن سوزن
بر روح کاغذهای پر خط
برای تسکین درد!
تنها درد درد درد!
هر روز سردم گرفتار درد...
نوک سیاه
۰۰:۱۴۲۰
آذر

اگر باری کسی دلش برای دود چراغ تنگ شد ...
هنوز از نفت غم های انباشته در دلم
چراغی اینجا می سوزد ...
نوک سیاه
۲۳:۵۲۱۸
آذر

وقتی مشام جان را بشویی به گلاب ناب ...

همان که در صحرای کربلا جاریست!

آلودگی هوا که هیچ ...

آب هم که گل آلود باشد!

جز راه حسین نمی روی ...

بی ربط : به درخواست دوستان درشت می نگارم!
نوک سیاه