۲۳:۲۰۱۶
دی
هر دم که بر می آید
گرم در سرمای زمستان
به شعله های سرخ و زرد ...
فخر گرمای نگاهت را می فروشم
و شعله ها در حسرت تصویرت
که منعکس در چشمانم می درخشند
می سوزند و می سوزند ...
پ.ن : خیالت آسوده گرمای نگاهت را به هیچ گرمایی نمی فروشم!