محاسن و معجر دخیل علی . . .
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۱، ۰۵:۳۲ ب.ظ
از دور می آمدند
حسین بود خواهرش
هر دو خاک آلود و خمیده
یکی محاسن به خون شسته
و دیگری معجرش دخیل بسته بود
زانو هایشان چرا خراشیده بود نمی دانم
از دور می آمدند
حسین بود خواهرش
هر دو خاک آلود و خمیده
یکی محاسن به خون شسته
و دیگری معجرش دخیل بسته بود
زانو هایشان چرا خراشیده بود نمی دانم