نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مادر» ثبت شده است

۱۰:۳۵۲۵
فروردين

سختست ببینی

او که عزت خیبر نشینان

موم بود در دستش

حالا چون پسر بچه ای

گوشه ای نشیند و سر در گریبان

گونه اش را غرق اشک کند

” پس نگو چرا مادر ...”

نوک سیاه
۱۴:۴۷۱۶
ارديبهشت
دلم تنگ کودکیست . . .

شیطنت های بی غرض . . .


همان ها که حاصلش . . .


یا لنگه دمپایی بود!


یا چشم غرّه !


و بعد موقع برگشت شنیدن جمله ای معروف . . .


" بگذار به خانه برسیم! "


حالا شاید بزرگ شده ایم، نمی دانم!


اما دلتنگ که می شوم . . .


در حسرت یک چشم غرّه . . .


شیطنتی می کنم!


اما حسابی شرمنده ام می کند  . . .


نگاه مادر به گل های سرخ فرش!

نوک سیاه