نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

در حسرت یک چشم غرّه!

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۲:۴۷ ب.ظ
دلم تنگ کودکیست . . .

شیطنت های بی غرض . . .


همان ها که حاصلش . . .


یا لنگه دمپایی بود!


یا چشم غرّه !


و بعد موقع برگشت شنیدن جمله ای معروف . . .


" بگذار به خانه برسیم! "


حالا شاید بزرگ شده ایم، نمی دانم!


اما دلتنگ که می شوم . . .


در حسرت یک چشم غرّه . . .


شیطنتی می کنم!


اما حسابی شرمنده ام می کند  . . .


نگاه مادر به گل های سرخ فرش!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی