نوشته های شخصی یک نوک سیاه

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

اینجا نوک سیاهی! لب به لب کاغذ، سخن می گوید ...

پیام های کوتاه
  • ۳ دی ۹۱ , ۱۱:۳۹
    آه!
تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
وصایا
وصیت شهدا
آخرین مطالب

۲۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۱ ثبت شده است

۱۴:۱۰۳۱
ارديبهشت
تا حالا کسی با رسیدنش . . . 
 
 
از وسط نصفت کرده ؟!
 
 
این دقیقا کار توست با من . . .
 
 
حالا دیگرنیمه دوم که ندارم که هیچ . . .
 
 
آن نیمم هم شده . . .
 
 
یک چهارم !
نوک سیاه
۱۷:۴۵۲۸
ارديبهشت

هربار از مقابل آینه ای می گذرم . . .


خوب براندازش می کنم . . .


نگاه در نگاهش می دوزم . . .


نزدیک می شوم . . .


حتی بیشتر !


گرمای نفسش گونه ام را سرخ می کند . . .


لمسش که می کنم . . .


شانه هایم سنگین می شود . . .


خسته می گذرم . . .


گذشته ام ، اما دلم آرام نیست . . .


تطهیر می خواهد . . .


غسلی به نیت قربت!


غسل مسّ میت!


حالا که کمی از غربتم را سر داده ام . . .


و قربت را گرفته ام!


آرام می شوم . . .


آرام!

نوک سیاه
۱۹:۴۲۲۷
ارديبهشت
پر پر هم صحبت می زنم . . .


نه فقط گوشی که بشنود . .. 


کسی که بفهمد درد را !


هوای بهزیستی به سرم زده . . .



هوای آدم های ساده ی بی ریا . . .


آنها که خوب می فهمند!


آنقدر که در دیار ما غریب می مانند . . .


که همه سرهایشان پاک است. . .


خالی از این همه غش روزگار . . .


دلم زیستی می خواهد . . . به!


جایش مهم نیست . . . که هیچ!


سمت و لقبم هم مهم نیست !


دیوانه ، روانی و یا شاید درونگرا !

نوک سیاه
۱۶:۱۷۲۲
ارديبهشت
روز نزول است . . .


نزول رحمت . . .


میلاد چشمه ای . . .


به نام ( کوثر ).


همان که ساقیش (علی(ع)) را . . .


با جرعه ای . . .


رویین تن کرد!


و سرشار از عطر یاس . . .


روز مادر است . . .

نوک سیاه
۲۰:۰۸۲۰
ارديبهشت

جلو تر بیا . . .

با تو هستم ، خود تو!

تو که خودت را پشت بوته های گندم مخفی می کنی . . .

تو که رنگ شکوفه ها شدی . . .

لا به لای شاخه های دلم!

حرف بدی نیست که می زنیم !

حرف آغوش است و گرمای آن . . .

می ترسی؟

نترس!

که این آغوش اگر گرم است، آتشی در اوست . . .

آتشی که سرچشمه اش در نگاه توست . . .

جلوتر بیا نترس!

با تو هستم ، آری!

نوک سیاه
۱۹:۴۴۱۹
ارديبهشت
رای اولش بود . . .


سربلند آمد پیش پدرش . . .


این بار به جای انگشت . . .


چندین بار . . .


گوشه ی شناسنامه را روی سنگ زد!


آرام نشست . . .


به جای خواندن حمد . . .


جمله ای به روحش نثار کرد . . .


"خیالت راحت ما هنوز هستیم!"


دیدم پرچم ایران چقدر به خودش می بالید!


پدرش . . .


شیمیایی بود!


پنج سالی بود که او تنها بود.

نوک سیاه
۱۴:۲۶۱۹
ارديبهشت
آمدم . . .

حالا که آن دکمه قرمز . . .

شده تنها پاسخی که برایم داری . . .

می خواهم شکایت کنم!

نزد انجمن های دفاع از حقوق بشر. . .

از تو . . . نه!

از سازندگان تلفن ها . . .

که برای رد کردن . . .


از رنگ عشق استفاده می کنند . . .


رنگ خون!

نوک سیاه
۱۸:۳۵۱۸
ارديبهشت
دهانم هنوز طعم دارد. . .

طعم شیرینی که از زخمی منتهی شده!

یادت هست؟!

رفته بودی تا گلی برایم بیاوری . . .

بو کنم، حالم عوض شود!

که گل طاقت دوریت را تاب نداشت!

و قلابی انداخته برای ماندنت . . .

اما تو آمدی با دستی مجروح!

هنوز مزه اش در دهانم هست . . .

انگشتی که به گل ها اشاره داشت.
نوک سیاه
۲۱:۴۵۱۷
ارديبهشت

کسی تلنگری زد . . .
که کوس جنگ بود . . .
تیر خلاص ، منور اول!

آن پوکه های خالی زنگ زده را دیده ای . . .

روزی شلیک شده اند به سمت دلی!

و حالا آویزند به بند دلی!

تو چه می دانی که از خودیست یا دشمن . . .

هرچه هستند بوی دوست می دهند . . .

گرد ره منتقمان مادر را یدک می کشند . . .

 

این پوکه های خالی!

نوک سیاه
۱۷:۲۵۱۷
ارديبهشت
سلام . . .

امشب که می آمدم . . .

سنگی در راه دامنم را گرفت . . .

هر چه کردم رهایم نکرد ، با من آمد . . .

بگمانم چیزی در من حسی در او را بر می انگیخت!

چیزی موجب همزاد پنداری !

این سنگواره در کدام سوی من نهفته بود . . .

نمی دانم ، اما شک به سینه ام دارم !

همانجا که عمریست سکوتی آزارم می دهد!
نوک سیاه